عصر بصیرت
 
 
مجمع پیام آوران عصر بصیرت
 

سرباز هجده ساله ایرانی که به اشتباه، وارد خاک آذربایجان شده بود، به دست نیروهای امنیتی این کشور دستگیر و به عمد تیرباران شد. به گزارش «تابناک»، مجید جمالی فش، جاسوس اسرائیل ـ که دکتر علی محمدی دانشمند هسته‌ای کشورمان را ترور کرد ـ در اعترافات خود اعلام کرد که در باکو توسط صهیونیست‌ها آموزش دیده بود. این در حالی است که پرچم جمهوری اسلامی در هفته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در جمهوری آذربایجان، وارونه روی میز گذاشته شد.بنا بر این گزارش، جمهوری آذربایجان به عنوان میزبان جدید اعضای گروهک‌های تروریستی پژاک و منافقین، به دنبال استقرار و اسکان آنها در درون خاک خود است؛ باکو، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان متهم قتل رافق تقی، نویسنده مرتد آذری معرفی نمود. مقامات آذری، خواستار تعطیلی رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در باکو شدند؛ خبرنگار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران از باکو اخراج و دفتر نمایندگی صدا و سیما در این کشور تعطیل شد؛ جمهوری آذربایجان از دادن کارت و روادید به مأموران اعزامی ایران از جمله رئیس نمایندگی جامعه المصطفی خودداری کرد و اخباری فراوان از این قبیل رفتارهای غیر متعارف دولت آذربایجان؛ رفتارهایی که تن هر فرد حتی فرد غیرایرانی را می‌لرزاند، به ویژه هنگامی این رفتارها تحمل‌ناپذیر می‌شود که کشور مدعی، زمانی جزو خاک این سرزمین مادر بوده و در نتیجه حضور و توطئه قدرت‌های بزرگ، از مام اصلی جدا شده باشد. این گزارش می‌افزاید، رسانه‌های جمهوری آذربایجان هماهنگ با دولت این کشور در سال‌های اخیر، موضع ضد ایرانی را در بالای برنامه‌ها و سیاست‌های خود گذارده‌اند و همواره تلاش می‌کنند با در پیش گرفتن چنین رویکردی، افکار عمومی جامعه خویش را تحت تأثیر القائات صهیونیستها و غربی‌ها قرار دهند. مقامات آذری که با در پیش گرفتن سیاست‌های غربگرایانه و ضد دینی، تلاش می‌کنند خود را در جرگه غربی‌ها تعریف کنند، متأثر از نزدیکی مناسبات با اسرائیل و آمریکا و ترس از الگو شدن نظام جمهوری اسلامی ایران برای مردم شیعه آذربایجان ـ‌ که بیشترین اشتراکات ملی، مذهبی، تاریخی و... را با مردم ایران دارند ـ به دنبال معرفی جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری رادیکال، بنیادگرا و عقب مانده به ملت خویش هستند و در این راستا، از هیچ کاری ابا ندارند. امروز در جمهوری آذربایجان، نه رفتار مقامات سیاسی این کشور با مأمورین سیاسی کشورمان در حد متعارف سیاسی است و نه رفتار مأمورین کنسولی و مرزبانان این کشور با اتباع ایرانی؟! حاصل این همه قراردادها و تفاهم‌نامه‌های میان دو طرف چیست؟ آذری‌ها دقیقا پس از چهار روز از توافقنامه گسترش رسانه‌ای میان دو کشور، مدیر دفتر صدا و سیما در باکو و نماینده کشورمان در کارگروه مشترک دوجانبه را از باکو بیرون می‌کنند و یا در نشست مدیران، آقای حسن اف مسئول شعبه سیاسی و اجتماعی نهاد ریاست جمهوری آذربایجان تهدید می‌کند که اگر طرف ایرانی، جلوی پخش شبکه سحر را نگیرد، دولت آذربایجان در یک عمل متقابل، شبکه‌ای اختصاصی برای مناطق آذری‌نشین ایران با هدف تجزیه طلبی با نام «شبکه شب» راه‌اندازی خواهد کرد. آیا نتیجه تفاهم‌نامه‌های میان دو طرف، رفتار اخیر مقامات آذری است؟! چقدر مقامات آذری خود را پایبند به اجرای قراردادهای بین دو طرف کرده‌اند؟ این در حالی است که بررسی میزان اجرای قراردادهای امضا شده میان دو طرف، حاکی از آن است که آذری‌ها، تنها از اجرایی کردن معاهداتی استقبال کرده‌اند که سودمند بوده و یا بیشترین منافع را داشته اند. آنچه امروز از رفتار طرف آذری می‌توان احساس کرد، این است که آذری‌ها از خویشتنداری جمهوری اسلامی ایران، دچار توهم شده و خود را در تراز قدرت جمهوری اسلامی ایران قرار داده‌اند. بنابراین، آیا گاه آن نرسیده است که سفیر جمهوری اسلامی ایران در باکو ـ که بر پایه ماده سوم کنوانسیون وین، حافظ منافع کشورمان و اتباع آن کشور در کشور آذربایجان است ـ بنا بر اصول سیاست خارجی و در راستای آرمان‌های انقلاب اسلامی، واکنش قاطعی نسبت به این بی‌حرمتی‌ها نشان داده و اصول و مبانی والای سیاست خارجی کشورمان را به بهانه جلوگیری از خدشه‌دار شدن مناسبات دوجانبه، خدشه‌دار نکند؟! نمایندگان مجلس شورای اسلامی که در آغاز ورود به مجلس سوگند یاد کرده‌اند که در برابر کج‌دهنی‌ها و ناملایمات کشورهای دیگر نسبت به منافع ملت ایران سکوت نکنند و درباره هر موضوع کوچک و کم اهمیت به دستگاه‌های ذیربط و دولت تذکر می‌دهند، در برابر رفتارهای ناشایست دولت آذربایجان تنشان نمی‌لرزد که به دولت و دستگاه خارجه تذکر دهند و یا دلایل انفعال سفارت ایران را در باکو بررسی کنند؟! امید است، دستگاه‌های متولی واکنش مناسبی به این دهن‌کجی‌ها نشان دهند و نگذارند منافع ملت مقتدر ایران و شهروندان ایرانی در این کشور، بیش از این در معرض تهمت و اتهام دولت‌های متأثر از غربی‌ها قرار بگیرد. همچنین مقامات جمهوری آذربایجان، باید به این موضوع بجد توجه کنند که جمهوری اسلامی ایران، در عمل، بارها قدرت‌های بزرگ را در برابر خود به زانو و کرنش واداشته است؛ بنابراین، سکوت و خویشتنداری این کشور در قبال رفتارها و حرکات غرب‌پسند آنها، به معنای درست بودن اقدامات این کشور و بسته بودن دست ایران نیست و تداوم رفتار‌های ضد ایرانی این کشور در شرایط زمانی، خود پاسخ کوبنده خود را خواهد داشت.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 21:33  توسط مجمع پیام آوران عصر بصیرت  | 

یکی دیگر از سوالات و شبهاتی که در وقایع تاریخ صدراسلام  ازجانب دشمنان اهل بیت (ع) همواره مطرح می شود این است که در حادثه کربلا اگر حق با امام حسین (ع) بود و یزید وبنی امیه واجد چنین مفاسد و رذائلی بودند که در تواریخ آمده ، پس چرا مردم مکه و مدینه و بصره و کوفه ودیگران حضرت را همراهی و یاری نکردند ؟ این سوالی است که در خصوص قضیه سقیفه ( غصب خلافت ) و حتی صلح تحمیلی امام حسن مجتبی (ع) هم می توان طرح کرد، واقعا مردم کجا بودند ؟بعد از رحلت نبی مکرم (ص) در صفر سال 11 هجری مردم چهار دسته شدند؛ دسته اول هواداران ابوبکر افرادی همچون عمربن خطاب ،عتاب بن اسید،عبدالرحمن بن عوف ، سالم مولی ابی حذیفه ، ابوعبیده جراح ،بشیر بن سعید و ... دسته دوم مخالفان ابوبکر که اغلب اختلافات قبیله ای عامل این تصمیم آنها شده بود، همچون قبیله کندی و اشعث بن قیس ، بنی ذهل و سعدبن عباده ،زیادبن لبید، حارثه بن سراقه و ... دسته سوم شیعیان امیرالمومنین علی (ع) بودند که جزو نخستین شیعیان تاریخ محسوب می شوند افرادی همچون عماربن یاسر ، مقدادبن أسود ، سلمان فارسی ، ابوذرغفاری ،عباس بن عبدالمطلب ،ابوالهیثم ابن تیهان و حتی زبیربن عوام و ... اما دسته چهارم که ازنظر تعداد چندین برابر دسته های دیگر بود افراد بی بصیرت و بی تفاوتی بودند که علیرغم اینکه بیشترشان در روز غدیر حاضر بودند و اتمام حجت خداو رسول (ص) را با چشمان کور خود دیدند و با گوشهای کر شنیدند اما بعد از رحلت پیامبر(ص) بی تفاوت شدند و مثلا راه بی طرفی اختیار کردند . در واقع همین دسته بودند که سرنوشت تاریخ را عوض کردند و میدان را برای فرصت طلبان خالی کردند . برای آنها تفاوتی نمی کرد که چه کسی به خلافت برسد و وقتی ازهرکدام آنها درباره غدیر سوال می شد پاسخ می دادند : با یک رأی من که چیزی عوض نمی شود !در جریان کربلا نیز همین اتفاق نحس تکرار شد مردم سه دسته شدند؛ دسته اول بیعت کنندگان با یزید و سپاهیان عمربن سعد که تعدادشان شاید به 100 هزار نفر هم نمی رسید ، دسته دوم یاران و دلباختگان امام حسین (ع) که اینها هم با احتساب کاروان حاضر در کربلا که 136 نفر ذکر شده و تعدادی که در زندانها و جاهای دیگر بودند به 200 نفر نمی رسیدند .اما دسته سوم کسانی بودند که بدون اینکه در کربلا حاضر باشند  بیشترین نقش وتأثیر را در شکل گیری این واقعه تلخ داشتند ، بی تفاوت ها و بیطرف ها بودند که به قول استاد کفیلویی تماشاگران مکه و مدینه فقط نشستند و تماشا کردند . آنها نه طرفدار یزید بودند و نه مخالف و دشمن حسین (ع) بلکه تنها چیزی که طرفداری اش را می کردند " دنیا " بود ! امام حسین (ع) از مدتها قبل وجود این دسته را پیش بینی کرده بود و برای همین یکسال قبل از واقعه کربلا در موسم حج حدود 900 تن از بزرگان و ریش سفیدان اسلام را که در بین آنها 200 تن از صحابه و تابعین نیز حضور داشتند، در منی جمع کرد و سخنرانی مفصلی انجام داد که حاوی نکات بسیار تکان دهنده و عبرت آموز است : « می دانید خداوند چرا علمای مسیحی و یهودی را سرزنش می کند؟ برای آنکه ستمگران جلو چشم آنها ظلم و فساد می کردند و اینها سکوت می کردند و بی طرف می ایستادند و فقط نگاه می کردند، شماهم همینطور شده اید ، نه خودتان اهل عمل اید و نه از کسی که عمل می کند حمایت می کنید !  حق ضعفا را ضایع کردید و پیش چشم شما فقرا و مستضعفین پایمال شدند وشما بر نیاشفتید، نه مالی در راه دین دادید و نه جانتان را یکبار در راه خدا به خطر انداختید و نه حتی با عشیره و فامیل تان که فاسد شده اند در افتادید !  با این وضع هم انتظار دارید که در بهشت همجوار پیامبر(ص) باشید ؟ دارید می بینید که پیمان های خدا همگی نقض شده اند اما فریاد نمی زنید اما اگر کسی به پدرتان ذره ای جسارت کند ، هوار می کشید ! چرا همه چیز را ماست مالی می کنید ؟چرا با ظلمه سازشکاری می کنید ؟ عده ای از شما دوست دارید مال دنیا را ، سفره آماده و غذای چرب و نرم می خواهید و عده ای هم می ترسید .... اینهاست که جلو فریاد شما را گرفته ....!»تاریخ اسلام در این هزار و چهارصد و اندی سال اخیر همواره از این دسته آسیب های فراوان و جبران ناپذیری را به خود دیده است ، دسته ای که برخی از آنها حتی  جزو خوشنام ترین و شاخص ترین چهره های اسلام بوده اند اما تغییر رویه دادند و کم کم نسبت به مسائل پیرامونشان بی تفاوت شدند . برخی از خواص ، اندک اندک فاسد شدند و به اشرافی گری و ثروت اندوزی روی آوردند ،چهره های شاخصی که کم کم اولویت های زندگی شان تغییر کرد و برای تأمین این خواسته های جدید به تدریج با گروههای مخالف اسلام و اهل بیت (ع) که به ظاهر مسلمان بودند ، ائتلاف کردند و در خدمت آنها قرار گرفتند . طیف وسیعی از مردم هم عصربا سیدالشهدا(ع) افرادی بودند مسلمان ،اهل نماز و عبادات و حتی مستحبات اما فقط یک ایراد داشتند و آن اینکه بی شعور و بی بصیرت بودند و به قول استاد ما ؛ بی شعوری هم که از نظر شرعی اشکال ندارد !!بنابراین باید گفت که در دهم محرم سال 61 هجری (عاشورا) این شمر و عمربن سعد و سپاهش نبودند که سیدالشهدا(ع)  را به مسلخ بردند بلکه آن تماشاگرانی بودند که بخاطر ترس از دست دادن مال و اموال وعائله خود در خانه هایشان نشستند و جز تأسف خوردن و تکان دادن سر یا کشیدن آهی کوتاه  هیچ کار دیگری نکردند . از این نمونه ها در تاریخ بوده و هنوزهم هست اما ملت بیدار ایران تاکنون بارها در میدان های مختلف ثابت کرده اند که تماشاچی نیستند ! *خلاصه ای ازسخنرانی احمد نقی زاده درجمع عزاداران هیئت عاشقان امام زمان (عج) ارومیه
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 21:27  توسط مجمع پیام آوران عصر بصیرت  | 

یکی از مهمترین سؤالاتی که پیرامون واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) مطرح می شود این است که : بعد از نبی مکرم اسلام(ص) چه بلایی بر سر اسلام و مسلمین آمد که تنها پنجاه سال پس از رحلت آن حضرت ، نوه گرامی ایشان را با آن وضع  اسف بار به شهادت رساندند و همه توصیه ها و سفارش های پیامبر(ص) را در مراقبت و تبعیت از اهل بیت (علیهم السلام) و خاصه امام حسین (ع)  به همین زودی فراموش کردند ? پاسخ به این سؤال  می تواند یکی از مهمترین و تکان دهنده ترین درس ها و عبرت های عاشورا به حساب آید وحتی بالاتر از آن می تواند هدف و انگیزه اساسی قیام حضرت سیدالشهدا(ع) را به ما نشان دهد :در سال 61 هجری همه چیز به ظاهر درست و طبیعی بود ، در این سال همچون سالهای گذشته در مأذنه ها شعار توحید سر می دادند و مردم روبه قبله نماز می خواندند و حج می رفتند اما طعم اسلام تغییر کرده بود ، شهر ، شهر اسلام بود ونبود، مردم، مسلمان بودند و نبودند، حکومت دینی بود و نبود . "بود" به این معنا که همه جا حرف از دین و پیامبر و قرآن بود و " نبود " به این معنا که احکام حکومتی اسلام و حتی برخی احکام فردی آن در جامعه ترک شده بود و حقیقتِ اسلام همچون ظرفی واژگون و  وارونه شده بود . اسلام در ظاهر، همان اسلام محمد(ص) و مردم همان مردم اند و حکومت همان حکومت است اما در واقع اسلامی است خنثی و بی طرف که با گنج قارون و تخت فرعون کاری ندارد و حالِ فقیر و غنی پیش چشمش یکسان است . این همان اسلام جعلی اموی است که تعبیر رویای صادقه پیامبر(ص) و تفسیر آیه 60 سوره اسراء است ، رویایی که در آن ، منبر رسول خدا  اریکه ای شده که بوزینگان بر آن بالا وپایین می روند !  البته این اسلام اموی چیزی نبود که یک شبه بوجود آمده باشد بلکه اتفاقات ریز و درشت بسیاری به تدریج برای این انحرافات زمینه سازی کرده بود . اسلام با سلاح و شمشیر کفار ، زمین گیر نشد بلکه با احادیث و روایات جعلی کعب الاحبار ، ابوهریره دوسی و سمرة بن جندب و فتواهای سفارشی ابوموسی اشعری و شریح قاضی به مسلخ رفت .  پیامبر در یکی از جنگها فرموده بودند که اسلام هرگز به خاطر کم بودن تعداد شکست نخواهد خورد بلکه خطر این است که اسلام از هسته تهی شود و پوستینی بیش، از آن باقی نماند !  و اکنون ابوسفیان کسی که خانه اش بیست سال مرکز توطئه بر علیه اسلام و پیامبر بوده حالا تظاهر می کند که من  هم مسلمانم و پسرش معاویه جزءکاتبان وحی و خالُ المومنین خوانده می شود تا همان ها که دیروز از پنجره فرار کرده بودند ، امروز از در وارد شده و همه چیز را صاحب شوند و انتقام کشته های خود را در بدر و احد و خندق بگیرند . یعنی پسر همین معاویه (یزید)، پسر همان علی (ع) را به جرم مخالفت با حکومت اسلامی [!] به خاک و خون می کشد و معادله نبرد محمد(ص) با ابوسفیان به معادله نبرد حسین (ع) با یزید تبدیل می شود با این تفاوت که اینجا دشمن به کفر خود اقرار نمی کند بلکه ادعای خلافت اسلامی را نیز دارد ! تفکیک دین از حکومت و تفکیک اخلاق از سیاست مهمترین هدف بنی امیه بود که برای رسیدن به آن ، شیوه حذف محتوا و حفظ شکل را در پیش گرفت . بنی امیه نمی خواست اسلام را محو کند چون ممکن نبود بلکه می خواست اسلام را مات کند که تا حدود زیادی موفق هم شد ، در بدر و احد و خندق آنها ضربه سختی از آل پیامبر(ص) بخصوص علی (ع) خورده بودند و اکنون پس از پنجاه سال توانستند به علی (ع) و آل پیامبر(ص) ضربه بزنند و انتقام تاریخی بگیرند . حضرت سیدالشهدا(ع)  در کربلا قربانی نفاق وتحریف اسلام شد .همان که پیامبر(ص) به حضرت امیر(ع) فرموده بود که دوران من ، دوران جنگ تنزیل است  اما دوران پس از من جنگ تأویل است که در آن شناخت دوست و دشمن بسیار پیچیده خواهد بود چرا که همه خود را بزک کرده اند و هیچکس با چهره واقعی خود نشان نمی دهد و حرف دلش را نمی زند . این تاریخ دردناک و تأسف بار اسلام است که در عاشورا روح اسلام ، قربانی کالبدش شد و به قول استاد رحیم پور ازغدی ، محتوایش پیش پای شکل اش شهید گشت ! !* سخنرانی احمد نقی زاده در مسجد رسول الله ارومیه
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 21:20  توسط مجمع پیام آوران عصر بصیرت  | 
هم‌اکنون شاید تنها کشور عربی که در عراق سفارتخانه ندارد،‌ عربستان است. به رغم ابراز تمایل عراق و مردم آن، عربستان هنوز در عراق سفارتخانه‌‌ای ندارند، بی‌گمان سطح روابط به هیچ وجه بین عراق و عربستان در حد قابل قبول نیست و این البته می‌تواند به چند موضوع برگردد .
«محسن حکیم» مشاور سیاسی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق  درباره روابط عراق و عربستان به خبرنگار «تابناک» گفت : گفت هم‌اکنون شاید تنها کشور عربی که در عراق سفارتخانه ندارد،‌ عربستان است. و این البته می‌تواند به چند موضوع برگردد. نخست این که کشور عراق از هزار و دویست سال پیش به دست اقلیتی اداره شده که در آنجا اکثریت مردم را مورد ظلم و ستم قرار می گرفتند، ولی هم‌اکنون در عراق دمکراسی دمکراسی برقرار شده و هر کس برای خودآزاد است .به همین خاطر ما هیچ گاه حکومت خودمان را حکومت شیعی اعلام نکردیم، بلکه ما حکومتمان را «ملی» اعلام کردیم که شامل کرد، سنی و ترک و اقلیت‌هایمان هم می‌شودحتی اقلیت «سابعه» که شاید به هزاران نفر باشند و بعضا مسیحیان هم هستند که در همه دولت های پس از سرنگونی صدام و در پارلمان بوده اند و در واقع سهم ویژه‌ای دارند.ولی این در واقع تغییراتی که در عراق  که پیش آمد شاید برای عربسان نگران‌کننده است.دوم آن که ژئوپلتیک در حال عوض شدن است؛ البته به معنای تضاد نیست. شیعه یک واقعیت است. هم اکنون شرایط به گونه‌‌ای شده است که شیعه روز به روز قوی‌تر می‌شود؛ از جمله در ایران‌، بحرین، لبنان،‌ سوریه ‌اردن و ... و حتی در خود سعودی. ما در سعودی کمتر از 20درصد شیعه داریم، حال آن که عراق هم همین گونه اما با تفاوت در صد که در عراق شیعیان اکثریت هستند. حال پرسش این است، چطور در عراق 20 درصد سنی داریم و همه باید جایگاه خودشان را نگه دارند، وگرنه دولت طایفه‌ای می‌شود، ولی در آنجا این گونه نیست؟ در اینجا رئیس پارلمان، ‌معاون رئیس‌جمهور، معاون نخست‌وزیر، ‌وزرا و استاندارهای‌ ما و ... سنی هستند و همه سهم خودشان را گرفته‌اند و ما اعتراضی هم نداریم، چرا که این دولت مشارکت ملی است و ما آن را اعلام کرده‌ایم.این دولت است که می‌‌تواند پاسخ دهد؛ اما می‌گوییم چرا دیگران این کار را نمی‌کنند و بعد ما را متهم می‌کنند. خوب است به کارکرد خود نیز نیم نگاهی بیندازند و ببینند که اینان هم حق دارند.این یک چیز است و باید معیار یکی باشد. من همه کشورهای منطقه را می‌گویم و این تنها به یک کشور بسته نیست، چرا که اکنون در بحرین در اکثریت شیعی در بحرین تردیدی نیست با این وجود، آنان پادشاهی و شکل حکومت را به آن احترام می‌گذارد و به پادشاه نامه می‌نویسد و او را به رسمیت می‌شناسند، ولی می‌بینیم که با شیعه این گونه برخورد می‌شود!حالا شاید اینها ترس داشته باشند که حضور حاکمیت قدرتمند شیعه در عراق که بنا بر قانون اساسی و بر طبق همه روند مردم‌سالاری که در عراق هست، انجام شده شاید برایشان نگرانی‌ساز است. ولی به هر ترتیب، باز هم من تأکید می‌کنم که هر کشور سیاست خارجی و شکل تعامل خود را دیگر کشورها بنا بر منافع ملی خود تعریف می‌کند؛ بنابراین، معقول نیست، از ما بخواهند یک کشوری را که از ما و ملت و دولت و فرایند سیاسی ما حمایت کرده،‌ رابطه‌مان را در سطح کشوری با آن قرار دهیم که آن کشور هیچ یک از این کارها را برایمان انجام نداده است. منطق سیاسی ما این را نمی‌پذیرد.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 21:10  توسط مجمع پیام آوران عصر بصیرت  | 

چندی پیش استاندار آذربایجان غربی در رأس یک هیئت تجاری و بازرگانی از استان به بلغارستان سفر کرد و از استان وارنا در این کشور بازدید نمود . جلال زاده در این سفر که تعدادی از مدیران آذربایجان غربی نیز او را همراهی می کردند ضمن بازدید از برخی واحدهای تجاری و تولیدی و دانشگاه صنعتی وارنا تفاهم نامه های متعدد همکاری در زمینه های مختلف تجاری ، بازرگانی و فرهنگی به امضای طرفین رسید و دوشهر ارومیه و وارنا بعنوان خواهر خوانده معرفی شدند تا نشان نزدیکی و همبستگی بیشتر بین دوشهر آسیایی و اروپایی باشد . طی روزهای گذشته انتقاداتی ازسوی برخی افراد نسبت به این سفر و محتوای آن مطرح شد ، انتقاداتی که اغلب غیرعلمی و دور از منطق و بعضا" احساسی به نظر می رسند . جدی ترین انتقاد را حجت الاسلام عبدالله محمدی امام جمعه جدید شهرستان تکاب درخطبه های نمازجمعه این شهر عنوان کرد و خواهر خواندگی شهرهای وارنا و ارومیه را بی احترامی به خون شهدا دانست . وی ضمن استناد به اینکه ارومیه شهری است که هزاران شهید تقدیم اسلام کرده است ، آوردن نام این شهر در کنار شهر وارنا را که مرکز فساد و فحشا است ، مایه ننگ قلمداد کرده و خواستار عذرخواهی مسئولین استان از این اقدام شده است .  

 این درحالی است که پیش از این شهرهای مختلف کشورمان باشهرهای خارجی دیگر خواهرخوانده اعلام شده اند که با منطق و استدلال امام جمعه محترم تکاب می بایست مسئولین پایتخت کشورمان تهران ، بدلیل خواهرخواندگی این شهر با استانبول ترکیه ( بخاطر شهرت جهانی استانبول در فساد و فحشا ) و همچنین خواهرخواندگی با شهر هاوانا پایتخت کوبا ( بخاطر کمونیست بودن حکومت آن کشور ) و پکن چین ( بخاطر صادرات اجناس بی کیفیت به کشورمان ) و ... از مردم عذرخواهی کنند و ائمه جمعه محترم تهران نیز نسبت به این موضوع شدیدا" اعتراض نمایند . حجت الاسلام محمدی که زمانی بعنوان نماینده جریان انصار حزب الله در استان شناخته می شد ، احتمالا" به علت نداشتن اطلاعات کافی این انتقاد را مطرح کرده است چراکه در مطالب خود به این موضوع اشاره ای نکرده است که آیا خواهرخواندگی با وارنای بلغارستان سبب خواهد شدکه فساد و فحشای آن شهر به ارومیه نیز صادر شود ؟ و یا اساسا امام جمعه محترم تکاب ازکجا می دانند که چنین فسادی درشهر وارنا وجود دارد ؟مگر آنکه بپذیریم ایشان به این شهر سفر کرده و فسادموجود در آن شهر را به عینه ملاحظه نموده اند ! از آنجا که در شهرهای اروپایی ، آسیایی و آمریکایی و حتی بسیاری از کشورهای به ظاهراسلامی، مراکز فساد و فحشا وجود دارد بنابراین با منطق ایشان ما نباید با هیچیک از شهرهای ممالک دیگر ارتباط و مراوده تجاری و فرهنگی داشته باشیم چراکه باعث سرایت آن فسادها به داخل کشور می شود !

از سوی دیگر برخی علاوه بر ماهیت ، به ذات این سفر نیز اشکال وارد کرده اند و نسبت به انتخاب کشور بلغارستان برای ایجاد روابط ، انتقاد نموده اند .آنها بعد مسافت و جمعیت کم را از مهمترین دلایل خود برای نامناسب دانستن بلغارستان عنوان کرده و مدعی شده اند که توسعه روابط با بلغارستان غیر از اینکه سود سرشاری را نصیب کشورهای همسایه ازجمله ترکیه کند هیچ عواید دیگری برای ما ندارد ! در این خصوص ذکر نکات زیر ضروری به نظر می رسد :

اول آنکه اگر قرار باشد هر مسئولی دراین مملکت بخاطر آنکه سودی نصیب کشور ثالث نشود فقط با کشورهای همسایه روابط تجاری داشته باشد آنوقت باید گفت که مقامات جمهوری اسلامی ایران از طریق توسعه روابط با کشورهایی نظیر ونزوئلا ، آلمان ، چین ، برزیل و حتی سنگال در دورترین نقاط دنیا چه سود فراوانی را نصیب کشورهای دیگر می کنند و عوایدی هم نمی برند !

دوم آنکه روابط تجاری صرفا به معنی مبادله کالا نیست که بعد مسافت سبب افت سود عایدی برای دو کشور گردد ، بلکه مبادله مسافر و گردشگر و مهمتر از همه جذب سرمایه گذار از کشورهای هدف برای سرمایه گذاری و فعالیت درعرصه تولید داخلی از ورود و صدور کالا و اجناس سودآورتر است .

سوم آنکه چندی قبل از سفر مسئولین آذربایجان غربی به بلغارستان ، یک هیئت از استان لرستان به همراه استاندارش به بلغارستان سفر کرده بودند . آنچه مسلم است اینکه استان لرستان برخلاف آذربایجان غربی یک استان مرزی نیست و به مراتب استعدادش برای مبادلات خارجی به اندازه استان ما نیست ، بنابراین چگونه است که لرستان از گسترش روابط با بلغارستان سود می برد اما آذربایجان غربی ضرر می کند ؟

صد البته که به سفرهای استاندار آذربایجان غربی به کشورهای خارجی انتقادات زیادی وارد است ، بعنوان مثال چرا استاندار محترم در دیدارهای متعددی که با مقامات محلی ترکیه داشته اند وبازدیدهایی که انجام داده اند فکری به حال شیعیان خالص و مخلص و مظلوم استان ایگدیر ( که تنها استان شیعه نشین ترکیه است ) نکرده اند و به آنها سری نزده اند ؟  همه در عاشورای سال گذشته دیدیم که دکتر ولایتی نماینده رهبر معظم انقلاب برای ابلاغ پیام ملت و دولت ایران و نشان دادن نزدیکی فرهنگی بین دوملت در مراسم بزرگ عزاداری سیدالشهدا(ع) در استانبول شرکت کرد و درجمع عزاداران ترکیه ای سخنرانی نمود . مردم شیعه ایگدیر که بشدت و از صمیم قلب به اهل بیت پیامبر عشق می ورزند کسی را برای پاسخگویی به سوالات و شبهات شان سراغ ندارند و درایام محرم و سوگواری ائمه اطهار(ع) برای داشتن یک سخنران و مبلغ دینی و مداح حسرت می خورند در حالیکه استان ما بحمدالله از این جهت غنی است . این تبادل فرهنگی را می توان از طریق مذاکره با رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی در ترکیه حل کرد .

اما انتقادهایی پیش پا افتاده و سطحی از آن نوع که درجریان سفر استاندار به بلغارستان شنیدیم نشان می دهد که این منتقدین یا از موضوع انتقادشان که بحث روابط اقتصادی ، توسعه همکاریهای خارجی و جذب سرمایه گذار است اطلاع ندارند و یا اینکه تعمدا" قصد دارند با طرح اینگونه مباحث اغراض خود را فرو بنشانند و مردم را نسبت به خدمات انجام شده بدبین نمایند . آیا این منتقدان در جریان سفرهای مکرر هیئتهای تجاری و سیاسی استانمان به استانهای مرزی ترکیه ، عراق ، ارمنستان و آذربایجان و برگزاری همایشها ، نمایشگاهها و اجلاسهای بازرگانی و تجاری در ارومیه تلاشی برای آگاه ساختن مردم استان از اقدامات انجام شده و دلگرم کردن مسئولین استان به ادامه کار از خود نشان دادند ؟ آیا تاکنون از دستاوردهای سفرهای متعدد خارجی نیز حرفی به میان آوردند یا اینکه آنها فقط زمانی ظهور می کنند که اشکالی بتراشند و ایرادی بگیرند ؟ 

﷼ عکس از وب سایت استانداری آذربایجان غربی است .

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 10:44  توسط مجمع پیام آوران عصر بصیرت  | 

مدتی است فرد جوانی با روشهای مختلف از جمله جعل عنوان و سوءاستفاده از نام افراد مطرح و شناخته شده اقدام به اخاذی و کلاهبرداری از شهروندان ارومیه ای می نماید .

فردی بنام مرتضی . م که خود را پسرعمه صادق محصولی ( وزیر سابق دولتهای نهم و دهم ) معرفی می کند ضمن سوءاستفاده از اعتماد و حسن ظن شهروندان با دادن وعده های واهی و دروغین از قبیل تاسیس شرکت ، خرید زمین و ملک ، احداث آپارتمان و احداث پمپ بنزین از مردم اخاذی کرده و پول هنگفتی بدست آورده است .

براساس این گزارش فرد مذکور که کمتر از ۳۰ سال سن دارد با یک خودروی شاسی بلند گرانقیمت و با ظاهری آراسته و مذهبی نما درقالب عناوین جعلی ازجمله مأمور دستگاههای امنیتی ، مشاور استاندار ، معاون مدیران دستگاههای اجرایی استان ، گوینده و مجری صداوسیما ، تهیه کننده وکارگردان و حتی روحانی تا کنون مبالغ زیادی را از ۵۰۰ هزار تومان تا ۲۰ میلیون تومان اخاذی و کلاهبرداری کرده است . گفته می شود وی تصاویری از خودش و فرج الله سلحشور (کارگردان سریال یوسف پیامبر ) را به مالباختگان نشان می داد و اظهار می کرد که مدیر برنامه های این کارگردان سینماست .

 یکی از مالباختگان که دراثر این اخاذی ورشکسته شده است درگفتگو با ذوالفقار عنوان کرده که مرتضی . م چندبار مرا با خود به استانداری برده و در اتاقهای استانداری به راحتی رفت و آمد می کرد حتی بدون وقت قبلی با حبیب ارجمندزاده (معاون سابق استاندار ) ملاقات می کرد و مدعی بود که مشاور استاندار است و همه مقامات استان از او حرف شنوی دارند . این مسائل سبب می شد که هرگونه شائبه ای درمورد دروغ بودن ادعاهایش ازبین برود .

یکی دیگر از قربانیان اخاذی که مدیر یکی از شرکتهای معروف مسافربری ارومیه است اظهار داشته که مرتضی . م خود را یکی از بستگان و دوستان نزدیک جلال زاده استاندار و برادرش ( مدیرکل امنیتی استانداری ) معرفی کرده و با ارائه کارت شناسایی جعلی مدعی شده که یکی از اعضای هسته مرکزی ستاد انتخاباتی دکتر احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بوده و از این طریق مبلغ ۱۲ میلیون تومان از او اخاذی نموده و وعده داده که از طریق روابطش با استاندار مجوز دریافت یک فقره وام بانکی به مبلغ یک میلیارد تومان را برای او بگیرد .  این مالباخته همچنین برای اثبات ادعایش نامه مجعولی را که طی آن معاون وقت استاندار با پرداخت وام مذکور موافقت نموده را دراختیار ذوالفقار قرار داده است .

گفتنی است فرد مذکور دارای خطوط متعدد تلفن همراه با پیش شماره های مختلف است و پس از انجام اخاذی شماره خود را تغییر می دهد و یا درپاسخ به برخی از مالباختگان آنها را تهدید کرده که چون مأمور ارشد دستگاه امنیتی است تلفنش کنترل می شود و می تواند برای تماس گیرندگان دردسر ایجاد کند .

اما نکته قابل توجه اینجاست که درپی شکایت یکی از مالباختگان به دادگاه و پس از استعلام از دستگاههای ذیربط مشخص شد که نامبرده سابقه سوءاستفاده از عناوین جعلی را داشته وهمچنین یک مورد سرقت نیز در سوابق وی موجود است اما دادگاه علیرغم شاکیان متعدد ، اتهام کلاهبرداری و اخاذی را برای آن شکایت وارد ندانسته و از شاکی خواسته تا شکایت خود را بصورت حقوقی پیگیری کند !

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 10:43  توسط مجمع پیام آوران عصر بصیرت  | 
چند روز پیش خبرگزاری جمهوری اسلامی در آذربایجان غربی گزارش تصویری از دریاچه ارومیه منتشر کرد که متاسفانه علی رغم اینکه این خبرگزاری دولتی می باشد و طبق قوانین ملی اخبار خود را منتشر می نماید اما در این گزارش ظاهرا چنین نبوده اگر هم چنین باشد انگار ماده و تبصره جدیدی به این قوانین اضافه شده است!


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 15:19  توسط مجمع پیام آوران عصر بصیرت  | 

دیروز مصاحبه ای از نماینده اردبیل جناب آقای "سید کاظم موسوی" در خبرگزاری ها و سایت های خبری منتشر شد مبنی بر مخالفت آقای موسوی با طرح آبرسانی به دریاچه ارومیه از سد ارس . وی علت این مخالفت خود را چنین بیان کرد که استان اردبیل به آب رودخانه ارس نیاز دارد و با طرح انتقال آب این رود به دریاچه ارومیه مخالفت خواهد کرد. موسوی با انتقاد از برخورد دولت با موضوع خشک شدن دریاچه ارومیه گفت: خشک شدن دریاچه ارومیه به علت ساخت سد‌های متعدد بر روی رودخانه‌های تغذیه کننده این دریاچه است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 10:8  توسط مجمع پیام آوران عصر بصیرت  | 
مصاحبه با دکتر موید حسینی صدر – نماینده مردم خوی در مجلس هشتم

 

 چه عواملی باعث ایجاد نا آرامی هایی در سطح شهر ارومیه و تبریز شد و تاثیر مجلس و دولت در کنترل نا آرامی چه می توانست باشد ؟

اولا موضوع دریاچه ارومیه موضوع دیروز و امروز نیست و این موضوع که حدود 15 سال قبل به عنوان آغاز خشک شدن دریاچه و کاهش بارندگی ها بود باید تدابیری اندیشیده می شد ، نه اینکه به کلی این موضوع تا چند سال اخیر به باد فراموشی سپرده می شد ، چون صحبت از یک سد و تالاب کوچک نیست که در کمترین زمان ممکن بشود آبگیری کرد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 13:31  توسط مجمع پیام آوران عصر بصیرت  | 
مصاحبه اختصاصی مجمع پیام آوران عصر بصیرت با دکتر محبی نیا عضو هیئت رئیسه و نماینده مردم تکاب ، شاهیندژ، میاندوآب

وضعیت فعلی گروه 8+7 به چه صورت است و این گروه در استان تشکیل شده یا نه ؟

ساختار  8+7 بر مبنای وحدت و تمرکز تشکیلاتی اصولگراهاست، اما خوب با وجود اینکه نخبه ها و مهره های مطرحی جریان را از تشکیلات های مختلف و متنوع هم سو مدیریت می کنند ، بعضی از آسیب ها متوجه این کمیته است که امیدوارم با عقلانیت و اتحاد باعث شود که این آسیب ها از بین برود.اما در استان عینا کمیته تشکیل نخواهد شد ولی قطعا از یک سری منابع و شخصیت ها استفاده خواهد شد. هنوز استارت راه اندازی این گروه در استان زده نشده و خوب حتما همه جانبه نگری ، هماهنگی مرکزی در استانها نیز خواهد بود.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 10:7  توسط مجمع پیام آوران عصر بصیرت  | 
 
  بالا